تا بسته شدن پرونده انتخابات مجلس دوازدهم فقط دو روز دیگر باقی است، اما سوال مهم برخی نخبگان علمی از کاندیداهای حوزه مشق این است که برای کدام برنامه راهبردی، به شما رای بدهیم.
رک نویس اسماعیل بکلیان ـ شب گذشته بطور اتفاقی با یکی از نخبگان شهریاری هم کلام شدم سخن از اینجا شروع شد (آقا رضا که دوست مشترک ما بود، گفت)؛ آقا اسماعیل، این رفیق ما را راضی کن تا رای بدهد و آقا عرفان خطاب به من گفت: شما یک دلیل بیاور تا برای رای دادان قانع شوم.
حرف این جوان نخبه یک چیز بود؛ ما بیست نفر هستیم، امیدی نداریم، چاره را در مهاجرت دیدیم. عرفان، کارشناس ارشد معماری و فارق التحصیل دانشگاه علم و صنعت بود، حدود یک ساعتی با هم گپ و گفت داشتیم و تا حدودی راضی شد اما من هم قول دادم که صدای او را به کاندیداهای محترم برسانم و این یادداشت نتیجه همین توافق بود.
نخبگان بومی کجای کار هستند
اگر بخواهیم در یک جمله، ماحصل آنچه رد و بدل شد را مطرح کنم؛ نادیده گرفته شدن نخبگان بومی در اتخاذ تصمیمات راهبردی در حوزه مشق، خلاصه می شود. به این امید این یادداشت را تنظیم می کنیم؛ شاید آغازی برای یک سرفصل جدید شود و نماینده آینده حوزه مشق (هر که باشد) ایجاد کارگروه های تخصصی با حضور نخبگان علمی را در دستور کار خویش قرار دهد.
بخش عمده ای از ناراحتی های عرفان، بعنوان یک جوان تحصیلکرده و نخبه این بود؛ کدام یک از کاندیداها برنامه راهبردی برای حوزه مشق تنظیم کرده اند؟ اگر برنامه ای دارند، بگویند که نقطه «هدف» در توسعه حوزه انتخابیه آنها چیست؟ با چه راهبردی و سیاستی قرار است این مسیر را طی کنند و طرح نهایی خود را به مردم بازگو کنند و کمتر شعارهای عوام فریبانه دهند. (عرفان شک داشت برخی کاندیداها، حتی سوال او را متوجه شوند)
بنا به تعریف برخی کارشناسان “نخبگان به ۲ گروه کلی تقسیم میشوند: نخبگان فکری و نخبگان ابزاری. نخبگان ابزاری، صاحبان قدرت سیاسی و اقتصادی هستند و نخبگان فکری افرادی هستند که اندیشه، فکر، روشهای بهینه، تئوری، آیندهنگری و دوراندیشی را تولید میکنند و این نخبگان روشهای عقلایی تحقق اهداف را مشخص میکنند.”
خوشبختانه در کنار کاندیداها، معمولا مملو از نخبگان ابزاری است اما خبری از نخبگان فکری نیست. عرفان با افتخار گفت: دوران خدمت سربازی ام را، به دلیل شرایط علمی که داشتم، افتخار قرار گرفتن در سایه دانشمندی چون شهید فخری زاده را دارم. پایان نامه عرفان با نمره بالای ۱۷ و در حوزه بازآفرینی شهری است او مدعی شد؛ طرح ها و پایان نامه اش مورد توجه یکی از کشورهای اروپایی قرار گرفته است.
برای شهرسازی، ایده داریم
این جوان نخبه از وضعیت شهرسازی و راههای ارتباطی در غرب استان تهران بخصوص شهریار به شدت ناراحت بود و گله کرد: در این خصوص هم هیچ برنامه راهبردی وجود ندارد، چرا هیچ کدام از مدیران شهری نمی خواهند از دانشی که ما آموخته ایم بهره مند شوند؟ چرا کاندیداها وقتی به قدرت می رسند هیچ حالی از ما نمی پرسند در حالی که در خصوص شهریار، ما طرح ها و ایده های فراوانی داریم.
او ادامه داد طرح تفصیلی شهریار در حال بازنگری است، چرا از دانش روز و علم نخبگان دانشگاهی هیچ کمکی نمی گیرند؟ ما دیگر امیدی به آینده نداریم، برای چه رای بدهیم.
سخن را کوتاه کنیم؛ بنا به آنچه در سایت مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی آمده است:
مسائل امروز کشور از قبیل بیکاری و تورم مزمن، فقر، عدم تعادل در نظام پولی و بانکی، کسری صندوقهای بازنشستگی، سوءمصرف ذخایر آبی کشور، فرونشست زمین در سراسر کشور، بحرانهای محیط زیست، افزایش آسیبهای اجتماعی، مسائل جمعیتی، و سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی، مسائلی بسیار پیچیدهاند.
نخبگان باید پیچیدگیهای هر مسأله را تحلیل کرده و مانع از آن شوند که سادهانگاران و کاسبان سیاسی با ارائه وعدههای سادهانگارانه مردم را از واقعیت پیچیده و راهکارهای دشوار دستیابی به توسعه بیخبر بگذارند و بر پیچیدگیهای مسائل کشور بیفزایند.
نخبگان وظیفه دارند نقش بیتدبیریهای گذشته را جدای از آنکه از کدام جناح و شخصیت و گروه سر زده است، واکاوی کرده و راه را بر بیتدبیریهای آینده ببندند.
و کلام آخر؛
آقایان کاندیداهای حوزه مشق؛ لطفا در میان لیدرهای خود، نخبگان علمی که امروز از شما حمایت می کنند و قرار است شما هم در چهار سال آینده از آنها حمایت کنید را به مردم معرفی کنید، تا تمام جوانان و دانشجویان این سه شهرستان هم دلگرم تر از گذشته وارد میدان شوند و اقتدار این کشور بیش از پیش تقویت شود.