رک نویس اسماعیل بکلیان ــ روز چهارشنبه ۲۴ آبان بالاخره رییس اداره جهاد شهریار رفت تا شاید فکری برای باغات بی دفاع شهریار شود. مدتها بود حرف و حدیث رفتن آقای مجتبی مرادی بر سر زبانها بود ظاهراً بر سر حضور نفر بعدی چندان توافقی وجود نداشت تا اینکه بالاخره برای حضور آقای حسن دالوند بعنوان مدیر بعدی این اداره مهر تایید میخورد.
فرماندار میخ اول را محکم کوبید
علیرغم اینکه اعلام شده بود این تکریم و معارفه و جابجایی در اداره جهاد کشاورزی صورت میگیرد، آقای فاتحی نژاد بعنوان نماینده عالی دولت در شهریار میخ خود را در اول کار به خوبی بر زمین کوبید و این آیین را دفتر فرمانداری ویژه شهرستان شهریار بجا آورد.
معمولا پای ثابت تمام بدرقه و بدرودهای این اداره، یکی از شرکتهای تعاونی شهریاری است که آنها هم از این اقدام فرمانداری رودست خورده از مراسم رسمی جاماندند و به نظر میرسد این ماجرا، رویکرد فاتحی نژاد بعنوان فرماندار شهریار و معاون استاندار، در راستای سخنان اخیر آقای استاندار و تاکید بر وظایف مدیر جدید اداره جهاد میباشد؛ تا از تخریب فاصله بگیرید و بر پیشگیری از تغییر کاربری باغات بیاندیشد.
اگر این دیدگاه؛ که فرمانداران بعنوان عالیترین مقام اجرایی شهرستان هستند را ملاک قرار دهیم، طبیعی است که فاتحی نژاد آیین تودیع و معارفه را در دفتر فرمانداری برگذار کند تا شاید آنچه را که وظیفه اصلی اداره جهاد کشاورزی است را بطور جدی به وی گوشزد نماید.
از دو سه نکته بالا به یک نتیجه خواهیم رسید؛ آنچه امروز از نابسامانیها در حوزه تغییر کاربری اراضی کشاورزی و ویرانههای باقیمانده از باغات لاکچری شاهد هستیم، نتیجه شراکت فرمانداران پیشین در کوتاهی و یا ترک فعل مدیران اداره جهاد کشاورزی است.
دلالان و مدیران هر دو در مسیر تخریب باغات سهیم اند
چند سالی است سرعت تخریب باغات دو چندان شده است از یک سو دلالان و سوداگران به شیوههای رایج خودشان چشمان دستگاههای نظارتی مربوطه را کور میکنند تا در دل یک باغ، یک ویلای لاکچری بسازند و از سوی دیگر اداره جهاد با طرح شکایت به دادستانی به تخریب همان ویلاها روی میآورند، اما سوال اینجاست؛ چند درصد این تخریبها باعث بازگشت یک باغ به حالت اولش شده است؟!
اینجاست که باید اذعان کنیم تنها دلالان و سوداگران نیستند که باغات را تخریب میکنند بلکه اداره جهاد هم با تبدیل سرمایهی ملی به دهها تن نخاله ساختمانی نه تنها باعث نابودی گیاهان و درختان میشود بلکه صاحبان باغها را هم از اساس به حفظ آنچه روی دستشان باقی مانده است را هم بی انگیزه میسازند.
چاره راه حفظ باغات شهریار چیست؟!
تنها کسانی که سودی از تغییرات کاربری نمیبرند، باغداران و کشاورزان واقعی هستند.
آقای فرماندار و آقای دادستان؛ اول آنکه از جایگاه شما انتظار میرود نگذارید با یک تودیع ساده، مدیرانی که ترک فعل کرده اند به راحتی مسیولیت دیگری بگیرند و ککشان هم نگزد که چه صدماتی به این مردم زدند کم نیستند مدیرانی که در دوره آنها دیوارکشی غیرقانونی و تغییر کاربری صورت گرفته است اما امروز در مسند بالاتر و حساستری نشستهاند.
قانون حفظ کاربری اراضی را بومی سازی کنید.
شهرستان شهریار از چند جهت مورد هجمه و فشار قرارگرفته است که اگر به درستی تدبیر نشود آینده سیاه، یغه پایتخت نشینان را خواهد گرفت!
اول؛ کاهش منابع آبی؛
شرایط جوی منابع آبی غرب استان تهران را به تبع کل کشور به شدت کاهش داده است، لذا ضروری است اداره جهاد کشاورزی علاوه بر تامین منابع مالی از بودجه دولتی، از نخبگان و دانشمندان برای رفع این معضل را با روشهای نوین وارد عمل شود.
دوم؛ هوایی برای نفس کشیدن نیست؛
باغ ویلاها یک راهکار برای بقای سرسبزی است. آقایان فرماندار، دادستان و سایر مسیولین عزیز، امروز نفس کشیدن هم سخت شده و رسیدگی به بهبود کیفیت هوا برای رهایی از دود و آلایندهها یک امر ضروری در غرب پایتخت به شمار میرود.
بنابراین برای ادامه حیاط در پایتخت؛ یک رویه صحیح و علمی و مبتنی بر کمبود منابع آبی در دستور کار مسوولان بالادستی قرار گیرد تا در خصوص غرب استان تهران فکری نو دراندازند و شاید تعریف باغ ویلاها یکی از راههای درمان این درد باشد.
هزینه باغداران بالا و لذت آنها از زندگی کم است.
یکی دیگر از عوارض از بین رفتن باغات، کوچک شدن آنها است. باغی چند ده هکتاری که متعلق به پدر بزرگ یک خانواده پرجمعیت بوده پس از سه چهار نسل و در اثر وراثت تبدیل به باغچهها چند صد مترمربعی میشود که صاحب آن باغ نه میتوانند دیواری برای حفاظت از باغ خود بکشد، نه خانهای که در آن، که زندگی کنند و نه درآمدی که از آن گذران زندگی داشته باشند، حال از این باغداران چه انتظاری داریم که مانند سه چهار نسل پیش از خود به حفظ آن بپردازند، پس چارهای نو باید اندیشید.
صدای ما احتمالا به گوش مسوولان کشوری که نمیرسد امیدورایم که مدیران ارشد شهرستانی و استانی فرصتی برای مرور این یادداشت داشته باشند شاید روزگار بهتری در آینده نصیب فرزندان ما شود.