اسماعیل بکلیان ـ در سه شهرستان شهریار، قدس و ملارد بیش از ۱۰۰۰ نفر آمادگی خود را برای نامزدی حضور در شوراهای شهر اعلام خواهند نمود. طبیعی است تا زمان شروع ایام تبلیغات انتخاباتی، هرگونه فعالیت تبلیغاتی برای کاندیداها ممنوع است اما فعالان اجتماعی و تمام داوطلبان، بدون شک تا آن روز آرام نخواهند گرفت.
انتخابات ۱۴۰۰ از دو حیث با سایر انتخابات پیشین متفاوت است یکی شرایط کرونایی و دیگری احتمال کاهش مشارکت مردمی است. تجربه انتخابات مجلس شاهدی بر این گواه است هرچند در انتخابات مجلس، شور و هیجان ناشی از همایشها و نشستها، بدلیل شیوع ویروس کرونا هنوز آسیب ندیده بود و این هماندیشیهای متعدد که توسط کاندیداهای انتخاباتی و طرفدارانشان برگزار میشد، عامل بسیار مهمی در جهت گرم کردن تنور انتخابات و حضور مردم بود، که متاسفانه انتخابات ۱۴۰۰ از این حیث محروم است. اما معضل مهمتر، بحث گرانی چاپ پوستر و بنر است، لذا به نظر میرسد؛ اصحاب رسانه با در اختیار داشتن شبکههای اجتماعی، نشریات محلی، ارتباطات مستمر با مخاطبان خویش، کاربرد بیشتری در شیوههای تبلیغات انتخاباتی داشته باشد.
موضوع مهم اینجاست؛ اگر تمام شرایط تبلیغات، همچون گذشته پابرجا باشد، اما از یک نکته نمیتوان فرار کرد و آن تغییر طبع مردم در انتخاب فرد اصلح است. دستگیری دهها شهردار در کل کشور، صدها عضو شورا و ایجاد هزاران پرونده فساد اداری و اقتصادی، مردم را خسته کرده و کاش خستگی مردم فقط از همین تخلفات بود، ناکارآمدی برخی اعضای شوراهای شهر مزید بر علت است، چطور میشود برخی شوراهای شهر حتی در انتخاب شهردار هم ناتوان باشند؟! بنابراین باید بپذیریم روش و ذائقه مردم در انتخاب فرد اصلح تغییرات عمیقی کرده است، دیگر با شعار و یا روشهای پیشین نمیتوان رای مردم را صاحب شد.
دو موضوع را نمیتوان نادیده گرفت، موضوع اول اینکه: با توجه به مصادیق فوق مبنی بر ناکارآمدی بسیاری از شوراهای اسلامی در کشور که در مشارکت مردم در انتخابات تاثیرگذار است باید عملکرد بحث برانگیز دولت را در مدیریت اقتصادی، معیشتی و شکست در برجام را به آن اضافه نمود و کاهش مشارکت مردم را در انتخابات ۱۴۰۰ را پیشبینی نمود اما گفتنی است؛ در بدترین شرایط ممکن، مشارکت مردم در انتخابات پیش رو، بیش از ۵۰ درصد است و موضوع دوم: به هر ترتیب عدهای از کاندیداها با جدیت و هوش بیشتر، میتوانند حایز اکثریت آراء شوند و سرنوشت شهری که ما در آن زندگی میکنیم را بدست بگیرند. حالا باز هم با این تصور میشود بیتفاوت بود؟!
بیتفاوتی و رای دادن بر اساس؛ قدرت تبلیغاتی، برانگیختن احساسات و مواردی از این دست احتمالا سرنوشتی بدتر از آنچه تاکنون دیدهایم را رقم خواهد زد. این دیدگاه در میان مردم و فعالان اجتماعی شعلهور شده؛ که این انتخابات را به گونهای متفاوت رقم زنند تا نتیجهای متفاوت ببینند. بنابراین داوطلبان و نامزدهای انتخاباتی بدانند اگر نتوانند مردم را خوب اقناع سازند، حتی اگر شایستهتر باشند، هم خودشان خواهند باخت هم شهروندان، و درنهایت یک تیم ناکارآمد، مدیریت یک شهر و سرنوشت شهروندان را به باد فنا خواهد داد.
رسانهها میتوانند مهمترین نقش را در معرفی برنامهها ایفا نمایند. برنامههای شورای شهرها میتواند در دو قالب باشد یکی بر اساس اهداف عمومی که برای تمام شهرها یکسان است و دیگری اهداف و برنامههایی که برای هر شهر میتواند متفاوت باشد. لذا سرافرازان از کلیه فعالان اجتماعی در این حوزه بهرهمند خواهد شد تا مردم شهرهای مختلف اولا نیازهای شهرشان را بر اساس برنامهها و اولویت بندی، که قابل دسترسی باشد را بدانند و همچنین صرف نظر از اینکه چه گروه و یا فردی وارد شورا خواهند شد؛ به کمک همان فعالان اجتماعی و صدای رسانهای، رسالت رسانهای خویش را مطالبهگری بر اساس همان پیشفرضها قرار خواهد داد.
بنابراین تمام کاندیداها بدانند؛ مردم آنها را رصد میکنند و ما نیز چون چشم و گوش مردم، هم خوب میبینیم و هم به خوبی خواهیم شنید، پس بهتر است از شعار دادن پرهیز کنید و برنامه بیاورید.