در گفت و گو با یکی از تولید کنندگان پوشاک در شهریار مطرح شد
برتری محصول ما نسبت به ترکیه، یک واقعیت است
ابوالفضل حسینی یکی از تولید کنندگان ارزنده پوشاک در شهریار می باشد وی تامین کننده برخی سفارش های برند گراد و زاگرس است ماجرای پاسخ منفی حسینی به تاجر ترکیه ای و حسرتش از ثبت نکردن نام تجاری (برند) را در گفت و گوی زیر بخوانید.
ـ آقای حسینی لطفا توضیح بدید که چگونه وارد عرصه خیاطی شدید؟
بهتر است اول بگویم که من اصلا خیاطی بلد نیستم یک زمانی در بازار پارچه فروشان تهران مشغول بکار شدم آن زمان شاگردی می کردم یک سالی گذشت تا اینکه به استخدام شرکت گراد درآمدم این شرکت یک تولید قوی داشت و بخاطر تجربه ای که داشتم انبار پارچه را به من سپردند.
خیلی زود متوجه شدم که تولید کاور برای گراد مقرون به صرفه نیست و سفارش دوخت آن را به بیرون می دهند بنابراین اولین گامی که در عرصه خیاطی برداشتم تولید کاور در سال ۸۸ بود.
ـ یعنی ایجاد کارگاه خیاطی شغل دوم شما محسوب می شد؟
بله درسته و پس از گذشت دو سال ( در سال ۹۰)، کارم را کمی گسترش دادم و موفق شدم سفارشات دوخت تی شرد گراد را دریافت کنم. کم کم ماشین آلات ام را اضافه کردم و دو سال بعد (۹۲) خط تولید شرت و زیرپوش را هم راه اندازی کردم و در سال ۹۴ موفق شدم بخشی از سفارشات شرکت زاگرس را نیز بگیرم.
در حال حاضر با بوتیک های پلاسکو (که الان در ساختمان جهانی فردوسی مستقر هستند) کار می کنم و از شهرستان های زنجان، کرمان، اصفهان و شهرکرد سفارش کار دارم. بطور مثال سهم ما فقط از بازار زیرپوش اصفهان به ماهانه ۵ هزار دست می رسد.
ـ زیرپوش های شما به چه نام و برندی توزیع می شود؟
بیش از سه سال است که ما زیرپوش را با نام اوژن تولید می کنیم که باید یک نام تجاری جدید را انتخاب و ثبت کنیم.
ـ چرا؟
سال گذشته برای ثبت برند اوژن اقدام کردم پس از دوبار درج در روزنامه رسمی کشور، در بهمن ماه بود که به من اعلام کردند این نام حدود شش ماه پیش ثبت شده است.
ـ یعنی الان با برندی کار می کنید که متعلق به شما نیست؟
بله، ما مارک اوژن را روی پوشاک تولیدی خودمان می زنیم چون سه ساله پیش وقتی این نام را انتخاب کرده بودیم؛ جایی ثبت نشده بود ما سه سال پیش طراحی لوگوتایپ را انجام دادیم و کارتن هایی را هم با همان مارک اوژن تولید کردیم و به این نام اعتبار بخشیدیم و در بازار شناخته شدیم و اینها همه از کوتاهی خود من بود.
ـ کجا و توسط چه کسی ثبت شده بود؟
مارک اوژن در یکی از شهرهای شمالی کشور، اتفاقا ایشان در همسایگی یکی از مشتریان ما در شمال است که یکبار هم نمونه کارم را برای فروش به ایشان ارائه دادم. (با تاسف می گوید) سرم شلوغ بود… دیر اقدام کردم بودم دیگه.
ـ آقای حسینی اجازه بدید برگردیم به سالهای شروع کارتان؛ شما با شاگردی در بازار آغاز بکار کردید و بعد از یکسال در شرکت گراد استخدام شدید و بعد هم دست به کار تولیدی زدید؛ اینها اتفاقی بود یا مسیرتان را از قبل تعیین کرده بودید؟
نه من با شاگردی کردن رفتم سرکار، از طرفی تعدادی از پارچه فروش ها کارخانه یا کارگاه داشتند که من رفتم قسمت کارخانه هایشان… و بعد از مدتی که من در انبار بودم، با سرمایه کمی که داشتم کارم را شروع کردم.
ـ با چقدر سرمایه کارتان را شروع کردید؟
ببینید اعتبار در بازار خیلی مهمه من با فروش یک دستگاه کامیون که داشتم توانستم حدود ۳۵ میلیون تومان را تامین کنم ولی چون در بازار مرا می شناختند بیشتر خریدهایم اعتباری بود وگرنه اگر می خواستم از صفر شروع کنم حداقل ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه لازم بود و الان شروع همان کار حدود ۲۰۰ ـ ۳۰۰ میلیون تومان سرمایه نیاز دارد.
ـ یعنی شاگردی شما حدود ۶۰ درصد از سرمایه کار شما را تامین کرد؟
بله؛ آن اعتباری که طی مدتی شاگردی بین بچه های بازار بدست آوردم خیلی کمکم کرد. در کار ما حدود ۷۰ ـ ۸۰ درصد سرمایه برای تامین پارچه صرف می شود.
ـ چطور شد که ابتدا کار دوخت کاور را شروع کردید؟
چون من که هیچ تخصصی و تجربه ای در خیاطی نداشتم؛ دیدم چیزی که کمترین سرمایه را بخواهد همان تولید کاور است مثلا تولید تی شرت و زیرپوش را اگر همین امروز بخواهید راه بیاندازید بالای یک میلیارد تومان سرمایه می خواهد در حالی که مثلا با حداقل ۲۰۰ میلیون شما می توانید امروز تولید کاور را راه اندازی کنید.
ـ کارتان را با چند نفر شروع کردید؟
با استخدام چهار نفر شروع کردم البته برادرم (که آن زمان در پشتیبانی گراد بود) در کنارم بود و با هم شروع کردیم او هم مثل من خیاطی بلد نبود ولی مدیریت کار را ایشان بعهده گرفت و پیش رفتیم.
ـ به عقیده برخی افراد تا پول و پارتی نباشد؛ کاری را نمی توان انجام داد. آیا تولید کاور را شما با انحصار و پارتی گرفتید؟
نه… اتفاقا پدر من که بازنشسته آتش نشانی بود و مدتی تاسیسات آتش نشانی آنجا را گرفته بود؛ برخی کارکنان را تشویق به کار می کرد ولی انجام هرکاری یک ترس هایی دارد که باید ریسک کرد و این احتمال وجود دارد که اگر کسی کاری را شروع کند و نگیرد؛ همان سرمایه ناچیزش هم از بین می رود.
ـ آیا احتمال می دادید که کارتان نگیرد؟
این نکته بسیار مهمی است… من سفارش داشتم و کار را شروع کردم این نبود که کار را تولید کنم و بعد بروم دنبال مشتری و این خیلی مهم است که شما مطمئن باشید سفارش اولیه دارید من مدت ۶ ـ ۷ سال هرچه تولید می کردم انحصاری برای گراد بود.
ـ وضعیت فعلی کارگاه شما چگونه است؟
در حال حاضر ۲۵ نفر در کارگاهی به وسعت ۵۰۰ مترمربع استخدام و مشغول بکار شده اند و این پتانسیل وجود دارد که تعداد کارکنان را تا ۵۰ نفر افزایش دهیم البته به شرطه ها و شروطه ها. الان یک ماه از سال جدید می گذرد که تنها ۱۰ نفر از ۲۵ نفر مشغول بکار شده اند. چرا…؟! چون در تامین مواد اولیه مشکل داریم متاسفانه توقف کار در فروردین و اردیبهشت ماه یک معضل سراسری شده است همه تولید کنندگان منتظر هستند تا افزایش نرخ تورم سالانه را بطور سنتی در سال جدید بدست بیاورند همه دنبال این هستند که چقدر افزایش قیمت داریم، حقوق کارگر چقدر اضافه می شود، قیمت خریدشان چقدر تغییر می کند تا در نهایت قیمت فروش در بیاید و این یک توقف بزرگ است.
ـ مواد اولیه کار شما خارجی است؟
نه کاملا جنس ایرانی است و ما حتی بدون واسطه از کارخانه خرید می کنیم. یک بخشی از خریدما از کارخانه ای در کرج تامین می شود حتی در بیشتر موارد طرح روی پارچه را هم بطور سفارشی برای ما می زنند که چه طرحی و با چه کیفیتی ببافند چون با برندهای معتبر کار می کنم نمی توانم جنس درجه دو و سه استفاده کنم. شاید خیلی ها ندانند بهترین پنبه دنیا در آسیا توسط ایران تولید می شود و بعد از ایران ازبکستان است وقتی من زیرپوش تولیدی خودمان را (که برای گراد هم تولید می کنم) به فروشندگان معرفی می کنم؛ بخاطر کیفیت کار، فکر می کنند جنس خارجی است (فونت مارک ما خارجی است) وقتی می گویم “ایرانیه” یک لحظه جا می خورند. به من می گویند؛ «ما جنس ترک را این قیمت می فروشیم و متاسفانه نمی توانیم جنس ایرانی هم با این قیمت بفروشیم هرچند جنس شما با ترک رقابت می کند» می گویم لطفا دوخت ها را هم مقایسه کنید. برتری جنس ما نسبت به ترک یک واقعیت است. سال ۹۶ بود که از برند دیفاکتو (Defacto)ترکیه به ما مراجعه کردند و از ما خواستند تا محصول خودمان را با نام تجاری آنها تولید کنیم حتی وقتی نمونه کار ما را دیدند گفتند شما استانداردهای دوخت را خیلی خوب رعایت می کنید، ما این همه دقت نمی خواهیم بجای آن قیمت را کاهش دهید… ولی من نتوانستم قبول کنم چون تعداد سفارش آنها خیلی بالا بود و من مجبور بودم مشتری های دائم خودم را از دست بدهم و این منطقی نبود واقعا پیشنهاد خوبی بود اگر سرمایه داشتم تولیدی خودم را ۴ تا ۵ برابر توسعه می دادم و قرارداد را می بستم.
ـ آیا محصول شما را در شهریار هم توزیع می شود.
فروش محصول ما در شهریار تقریبا صفر است ما در تهران و کرج و شهرستانها توزیع داریم ولی در شهریار مشتری نداریم.
ـ اگر به واسطه ی اتاق اصناف شهریار، ارتباطی بین فروشندگان و تولید کنندگان پوشاک برقرار شود آیا می تواند تاثیری در شناخته شدن تولیدات شهریار داشته باشد؟
در اتاق اصناف ایرادی می بینم که تولید کنندگان در یک اتحادیه هستند و فروشندگان در یک اتحادیه دیگر و هیچ ارتباطی هم باهم ندارند این درحالی است که محصول ما می رود به بازار تهران و فروشندگان ما می روند و از بازار تهران با قیمت بالاتری همان جنس ما را می خرند که اگر بدانند این محصولات کجا و توسط چه کسی تولید می شود هم به نفع آنها و هم به نفع ما خواهد بود.
ـ بعنوان آخرین سوال؛ آیا از شغل خودتان راضی هستید توصیه شما برای علاقمندان به این کار چیست؟
بله، من عاشق کارم هستم و توصیه ام به تمام عزیزانی که می خواهند وارد تولید بشوند این است که باید صبر و حوصله و پشتکار داشته باشند و مطمئن باشند که موفق می شوند.