سیاه نمایی عملکرد مدیران و یا مجیزگویی و چاپلوسی آنها توسط صاحبان رسانه؛ دلیلی بر عدم سلامت و صداقت رسانهها است اگر رسانه بیمار باشد میتوان مدعی شد؛ رسیدن به توسعه در منطقه سخت و کار برای رانت خواران و منفعت طلبان بیشتر فراهم خواهد شد در این یادداشت سعی ما بر این است تا با تکیه بر فرهنگ شهروندی بعنوان بستر هر تحول؛ نگاهی متفاوت به توسعه شهری و رفع سد معبر در شهریار بپردازیم.
رک نویس اسماعیل بکلیان ــ بدون شک، من و شما هستیم که با رفتارمان میتوانیم شرایط زندگی را برای کل جامعه تغییر دهیم اگر امروز برخی دستفروشان با سد معبر باعث ترافیک و کاهش امنیت شهروندی شده اند، فرهنگ و اراده ما بستری برای این پدیده است و این از آموزهها و ارکان دین ماست که در قرآن هم به آن اشاره شده است.
به عبارتی باید گفت؛ مدیران ما همانگونه رفتار میکنند که ما راضی هستیم، اگر فرهنگ شهروندی در انتقاد از عملکرد بد مدیران و یا تقدیر از عملکرد خوب آنها به موقع فعال باشد می تواند بستری برای اصلاح رفتار مدیران و مسوولان باشد مردم هستند که نوع رفتار مدیران را رد یا تایید می کنند همه اینها نتیجه انتخاب ما است. از نوع لباس پوشیدن و شیوه سلام دادن ما تا وکیل و وزیر و نماینده ما در شوراهای شهر و مجلس، همگی را بطور مستقیم یا غیر مستقیم، خود ما انتخاب میکنیم.
رسانه ها و خبرنگاران رابط و واسط بین مردم و مسئولان هستند اگر رسانهها فقط مجیزگوی (چاپلوس) مدیران میشوند و یا فقط بدگو و سیاه نمایی میکنند؛ نتیجه فرهنگ شهروندی و در نهایت انتخاب شهروندان است، هرجا که فرهنگ شهروندی جامعه، اصول را بشناسد و در کنار انتقاد، قدردانی را نیز ضروری بداند، صاحب رسانه نمیتواند همه چیز را سیاه جلوه دهد و اگر رسانه از ناراحتی مدیران بخاطر اخبار انتقادی عقب نکشند و البته خدمات و زحمات آنها را هم رسانهای نمایند، آنجا حد انصاف رعایت شده است.
در ساماندهی سد معبر که در دو سال گذشته و در زمان شهردار پیشین شهریار، هر بار به بهانهای آن را عقب میانداخت، دیگر امان مردم را برید و صدای همه را درآورد، تا آنجا که برخی دستفروشان که البته دیگر نام دستفروش برای آنها جایز نیست، با قمه و قداره مقابل اجرای قانون میایستند.
هرچند اقدامات معاون خدمات شهر شهرداری شهریار برای اسکان دستفروشان عزیز در پایانه فاز یک اندیشه و پایانه شهید ترابی، خالی از اشکال نیست و این کار هنوز ناتمام است اما همراهی شهروندان میتواند در رفع این معضل و سرعت بخشیدن به ساماندهی معابر محله بسیار تأثیرگذار باشد.
هر تغییر در بطن جامعه، ۱) ضمانت اجرایی از سوی قانونگذار میخواهد، ۲) مدیر دلسوز و توانمند و مصمم میخواهد ۳) فرهنگ شهروندی و پذیرش جامعه را میطلبد که امروز شرط اول و دوم آن با اقدامات علی ملکی بعنوان سکاندار شهر شهریار فراهم شده است.
فاز یک اندیشه دیگر جذابیتی برای زندگی کردن ندارد و شهروندان به اجبار در این شهر سکونت دارند لذا مدیریت شهری باید با مردم صادقانه سخن بگوید و موانع را مطرح کند تا همراهی شهروندان بتواند این موانع را کاهش دهد.
هر چند برخی افراد خاص؛ خواه مدیران بالادستی یا دستگاه نظارتی یا احتمالا معدود اعضای شورای شهر (حتی معدود افرادی در میان صاحبان رسانه مجازی و خبرنگار نما) و مانند اینها؛ منافع خویش را در عقیم ماندن کارهای عمرانی و فرهنگی و خدماتی شهرداران میدانند.
در پایان آرزو میکنم بتوانیم صادقانه به یکدیگر خدمت کنیم تا زندگی بهتری را برای خود و همه شهروندان رقم بزنیم بقول قدیمی ها «ارحم ترحم» (رحم کن تا به تو رحم شود) / یا علی